خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )

1015

نهج البلاغة ( فارسي )

424 و فرمود ( ع ) : دوستان خدا كسانىاند كه به باطن دنيا نگريستند ، در حالى كه ، ديگران به ظاهر آن مىنگرند . آنان به كار آخرت پرداختند ، در حالى كه ، ديگران به كار دنيا پردازند . از دنياى خود دور كردند ، آنچه را كه مىترسيدند ، سبب هلاكتشان شود و ترك كردند ، آنچه را كه مىدانند كه سرانجام تركشان خواهد كرد . بهره مند شدن فراوان ديگران را از دنيا ، بىمقدار شمردند و به دست آوردنش را با از دست دادن آن يكى دانستند . با آنچه مردم ديگر دوست هستند ، دشمناند و با آنچه مردم ديگر دشمناند ، دوست هستند . قرآن به آنان دانسته شد و خود داناى آن هستند . كتاب خدا به ايشان بر پاست و آنان به كتاب خدا بر پايند . بيش از آنكه بدان اميد بسته‌اند ، نمىبينند و از چيزى ، جز آنچه بايد از آن بترسند ، نمىترسند . 425 و فرمود ( ع ) : به پايان رسيدن خوشيها و برجاى ماندن عواقب ناگوارشان را همواره به ياد داشته باشيد . 426 و فرمود ( ع ) : امتحان كن تا دشمن گردى . رضى گويد : بعضى اين عبارت را به رسول الله ( ع ) نسبت داده‌اند . ولى از دلايلى كه نسبتش را به على ( ع ) قوت مىبخشد ، مطلبى است كه ثعلب از ابن الاعرابى روايت كرده كه مىگويد : مأمون مىگفت كه اگر على نگفته بود « اخبر تقله » من مىگفتم « اقله تخبر » با آنها دشمنى كن تا امتحانشان كرده باشى .